

اردوی زیارتی هیات عشاق الرضا به مشهد مقدس
( سالگرد شهادت امام رضا (ع) )


اردوی زیارتی هیات عشاق الرضا به مشهد مقدس
( سالگرد شهادت امام رضا (ع) )

ستم بود و آتش
ستم بودو خنجر
ستم بودو قنداقه ی سرخ اصغر
ستم بودو غربت
ستم بودو ناله
ستم بودو سرهای روی نیزه پرپر
ستم بودو تنها صدایی شکسته
که فریاد می زد برادر برادر
ستم بودو من بودم و کوهی از غم
ستم بودو دل بودو داغ مکرر
امشب بیا عاشقونه کبوتر حرم بشیم
دور حریم با صفا عاشقونه پر بکشیم
صدای گام های یار می آید
رضای آل احمد
آن یگانه گوهر دلدار می آید .

تا که بیاد صدای پای حیدر
اما دل زینب خبر نداره
زین داغ عظما شده بی پدر
چشمای منتظر به نون و خرما
تا که بیاره مرد شبگرد و تنها
اما دل یتیم خبر نداره
فرق امیرالمومنین شده دو تا
چشمای منتظر به دیدن یار
به دیدن و شنیدن ناله ی یار
اما دل چاه هم خبر نداره
دیگر نمی آد صدای ناله ی یار
چشمای منتظر به اذن الله
تا که بیاد با ذوالفقار ، مولا
تا که بگیره انتقام مادر
برای دلخوشی و قلب مولا
گریه کن برا دل خویش ، با غصه هات گریه می جنگه
گریه کن زنده بمونه ، قلب تو تو ای زمونه
راهی جز گریه نداره ، دل ، که غصه داره
گریه کن تا که بخونی ، دستهای نامردمارو
گریه کن تا که ببینی ، روزگار بی وفا رو
گریه کن تا که ببینی ، یه دل پر درد و آه را
قصه یه مرد تنها ، درد و دل ها با چاه را
قصه یه مرد خسته ، قصه ی دل شکسته
قصه ی غربت و رنج ، قصه ی فرق شکسته
قصه ی اشکای پنهون ، قصه ی یک دل پرخون
قصه ی فراق و دوری ، قصه ی لیلی و مجنون
اونی که مرد نبرده ، آشنای اهل درده
همنشین با یتیمان ، کوچه گرده کوچه گرده
گریه کن به حال حیدر ، به حال فاتح خیبر
عالمی غرق عزا شد ، غصه ها شده مکرر

شعر از « درویش »
با کمی تاخیر بازم اومدیم که در جمع شما دوستان باشیم
بابت تاخیری که داشتیم ازتون معذرت می خوام و از همتون بابت این همه محبت ممنونم .
بگذارید به حساب گرفتاریمون در دهه آخر ماه رمضان و وداع با این ماه ![]()
![]()
نمیدونم از کجا باید شروع کنم و چی باید بنویسم . . . .
عمر آدمی چقدر زود میگذره . این یه ماهی چقدر زود گذشت .
قبل ماه رمضان با خودمون می گفتیم خدا جونم بذار این ماه بیاد آدم میشیم . بذار این چند روز که مونده
رو خوش باشیم ( حال کنیم ) . اوایل این ماه هم گفتیم خداجون بذار شب های قدر جبران میکنم توبه
می کنم که دیگه گناه نکنم . . .
شب قدر هم اومدو رفت ولی . . . .
بگذریم . شرمنده تونم
امروز پنجشنبه ست میخوام پست جدیدو با شعری زیبا از درویش به روز شم .
![]()
«اللهم عجل الولیک الفرج » ![]()
![]()
« بسم رب العشق »
شب های جمعه که میشه تو دفتر خاطراتم
می نویسم به خط عشق . آقا حسین خاطر خواتم
شب های جمعه که میشه دل بیقراره یار میشه
پر میکشه تا کربلا کبوتر حرم میشه
شب های جمعه که میشه دلم میشه پر از شور و شین
دلم میخواد یه بار فقط بیام تو بین الحرمین
شب های جمعه که میشه می بینم یه خوابی ناز
به لطف و کرم ارباب راه کربلا شده باز
شب های جمعه که میشه خسته از روزگار
عقده هامو وا میکنم میگم حسین دیوانه وار
شب های جمعه ای خدا هر عاشقی حاجتی داره
چشاش به سوی آسمون آرزوی کربلا داره
شبهای جمعه چه صفایی داره بین هیاتی ها
ذکر لبه دیوونه ها آقا بیا آقا بیا
« درویش »
التماس دعا - عشاق الرضا
سلام دوستان خوبم !!!!!![]()
ممنونم از همتون که شرمندمون کردید و به عشاق الرضا سر زدید ![]()
ممنونم از همتون ![]()
راستش در این روزها یه کم درگیر کارهای هیئتم . وقت نمی کنم مطالبی در وبلاگ درج کنم . ![]()
انشاءا... بعد شبهای قدر با مطالب و پست جدید در خدمتتنونیم . ![]()
حتما بعد این شب های عزیز به شما سر میزنم .
بچه ها قدر این شبها را بدونید . بخدا حیف که سر سری ازش بگذرید ![]()
بچه ها در این شبها تا میتونید دعا کنید . همرو دعا کنید . چه اونایی که خوبن . چه اونایی که بد هستند ![]()
بچه های هیئتو هم دعا کنید . منه رو سیاهو هم یادتون نره تو رو خدا . ![]()
![]()
التماس دعا ![]()
یا علی ![]()
« السلام علیک یا کریم اهل بیت (س) »
مراسم جشنی به مناسبت ولادت حضرت
امام حسن مجتبی علیه السلام
برگزار میگردد
زمان : دوشنبه ۱۷/۷/۸۵ ساعت ۹ شب
مکان : ساری - بخش هشت - خیابان پیروزی - کوچه شهید علمدار - منزل آقای فضل اله نژاد
با مداحی : حاج رضا کافی - کربلایی علی صابر
« گروه فرهنگی هیئت عشاق الرضا شهرستان ساری »
مراسم هفتگی هیئت عشاق الرضا (ع) شهرستان ساری
زمان : هر هفته پنجشنبه بعد از نماز مغرب و عشاء
مکان : ساری – خیابان جمهوری اسلامی – کوچه مقداد – مسجد رانندگان
با مداحی برادران : سینا فضل ا... نژاد ، اصغر کجوری و
کربلایی علی صابر
و از خطوط سبز تخيل
بر وادى عشق تو گام مى نهم
و در سفر به نزد تو
حكايت هاى خسته جانم را بازگو مى كنم
و كبوتر ذهنم را
از حرم تنگناى خويش
بر وادى عشق تو رهسپار مى گردانم
*****
عشق بى نهايت
دل به زيارت تو اوج مى گيرد
اى رضا!
مى آيم به سوى تو
تو اى عشق بى نهايت!
و تو
عاشقانه عقده هاى دلم را مرحمى مى شوى
و هاى هاى اشكهايم
به زيارت تو
از ديدگانم جارى مى شود
اى ملكه دلهاى خسته!
تو جام مرا پر از شراب معنويت مى سازى
و من
عاشقانه نامت را فرياد مى زنم:
اى امام هشتمين!
اى ضامن آهوان رميده!
تو معيار سنجش صداقت هستى
تو آسمان زلال دلها هستى
*****
عشق،
پنجره فولادت را معنا مى كند
و دل به زيارت تو اوج مى گيرد
اى ضريح سراسر نور!
با دلى آكنده از صداقتهاى تو
با جامى تهى از عشق
و چشمانى بر گل نشسته
به سوى تو مى آيم
و پرندگان حرمت
عروجت را معنا مى كنند
و عاشقانه دانه از لانه نور برمى چينند
و تو را مى ستايند
اى بزرگ ترين واژه كلام!
تو عروج آسمانى كرده اى
و تمامى زائران ضريحت را
به سوگ عشق نشانده اى
كه همه سينه ها و همه جانها
تو را مى طلبد
« بسم الله الرحمن الرحیم »
«« اَللهُم صَلِّ عَلی عَلی بنِ موسَی الرِّضا المُرتَضی عَبدکَ وَ ولی دینِک القائم »»

مراسم شب های قدر در هیئت عشاق الرضا همراه با سخنرانی و سینه زنی
زمان : شب های پر فیض قدر
مکان : ساری - خیابان جمهوری اسلامی - کوچه بهرام اتر - حسینیه بهرام اتر
« گروه فرهنگی هیئت عشاق الرضا شهرستان ساری »

کهنه نمیشه حرف دل
آواره ی صحن نُو ام
کاری با مردم ندارم
من سگ ولگرد تو ام
هفت آسمون هفت آسمون در به در امام رضاست
دلم کجاست دلم کجاست بالا سر امام رضاست
آب سقا خونتو سر می کشم
مثل کفتر تو حَرَمِت پر می کشم
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
می رقصه خون توی رگام
با غیر تو حرفی نگم
راهم بده رسوا نکن
من مگه کمتر از سگم
اگر بیام اگر بیام زخم دلُ نو می کنم
مثله سگها مثله سگها تو صحنت اُ اُ می کنم
شب و روز فکر سنابادِ تو ام
سائل پنچره فولاد تو ام
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
بال و پر خسته ی من
ببین و آب و دون بده
به کوریه چشم حسود
آقا خودی نشون بده
تو صحن تو ، تو صحن تو ، غزل چکیده از چشات
دلم شده ، دلم شده ، خاک پای جارو کشات
من خمارم بده پیمانه رضا
حَرَمِت بهشت ایرانه ، رضا
می دونی میخوام چیکار کنم؟
میدونی میخوام کجا برم؟
میخوام برای کفترا یه خورده گندم ببرم.
اونجا که گنبدش طلاست با کفتراش پر بزنم.
دوسش دارم امامه در خونشون در بزنم.
بعضی شبا تو خونمون بابام به مادرم می گه میخوام برم امام رضا.
بخدا دلم تنگ دیگه.
بابام میگه امام رضا مریضا رو شفا میده.
دوای درد مردم و از طرف خدا میده.
میخوام برم به مشهدو یه هفته اونجا بمونم.
تو حرم امام رضا نماز حاجت بخونم.
بهش بگم اما رضا مریضا رو شفا بده.
دوای درد مردم و از طرف خدا بده.
آقا جون میخوام بیام به مشهدتت به طواف کفترای گنبدت.
براشون یه کیسه گندم بیارم خبر از دردای مردم بیارم.
بهشون بگم برام دعا کنن اونقدر تا که تو رو رضا کنن.
فشرده اي از زندگاني امام رضا(ع)
زادگاه
هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن نوسي الرضا عليه السلام در م
دينه ديده به جهان گشود.
كنيه ها
ابوالحسن و ابوعلي
لقبها
رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير
مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اين لقب گفته اند: «او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»
مادر امام
در روايتهاي مختلفي كه به ما رسيده است نامها و كينه ها و لقبهاي ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا، را براي مادر آن حضرت آورده اند.
زاد روز
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهاي (148 و 151 و 153ق) و در روزهاي جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب و يازدهم ذي القعده.
روز شهادت
روز وفات آن حضرت را نيز به سالهاي (202 و 203 و 206ق) دانسته اند.
اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148ق) يعني همان سال وفات امام صادق عليه السلام بوده است، چنان كه مفيد، كليني، كفعمي، شهيد، طبرسي، صدوق، ابن زهره، مسعودي، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزي و كساني ديگر اين نظر را برگزيده اند.
در باره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال(203ق) است.
بنابر اين روايت، عمر آن حضرت پنجاه و پنج سال مي شود كه بيست و پنج سال آن را در كنار پدر خويش سپري كرده و بيست سال ديگر امامت شيعيان را بر عهده داشته است.
اين بيست سال مصادف است با دوره پاياني خلافت هارون عباسي، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايي ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سر انجام دوره اي از خلافت مأمون.
فرزندان
گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براي او ذكر كرده اند، اما چنان كه علامه مجلسي مي گويد: حداكثر تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.
به دسيسه مامون و با سم او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در قبله قبه هاروني سراي حميد بن قحطبه طايي به خاك سپردند و امروز مرقد او مزار آشناي شيفتگان است.